۷ گام برای ساخت یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ کارآمد

استراتژی دیجیتال مارکتینگ

۷ گام برای ساخت یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ کارآمد

۷ گام برای ساخت یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ کارآمد 1350 500 مریم لاله

تعجبی ندارد که در دنیای مدرن امروز بخش عظیمی از استراتژی بازاریابی شرکت ها به استراتژی های بازاریابی آنلاین یا همان دیجیتال مارکتینگ اختصاص پیدا کرده است چراکه هم مشتریان و هم کسب و کارها اغلب اوقات آنلاین هستند و بیشتر وقت خود را در اینترنت سپری می کنند. شما باید مشتریان خود را در اینترنت پیدا کنید و ببینید که رفتار آن ها چگونه است؟ شما باید بدانید که چطور می توانید یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ سریع بسازید، آن را تنظیم و حفظ کنید.

ما یک لیست شامل ۷ استراتژی دیجیتال مارکتینگ تهیه کرده ایم که بازاریاب ها می توانند از آن مانند یک دوره آموزشی فشرده استراتژی دیجیتال و کمپین های بازاریابی برای توسعه تیم و کسب و کار خود استفاده کنند.

استراتژی دیجیتال مارکتینگ چیست؟

به طور خلاصه، استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما مجموعه ای از عملکردهایی است که با استفاده از بازاریابی اینترنتی، به شما در رسیدن به اهدافتان کمک می کنند. شاید کلمه «استراتژی» کمی شما را ترسانده باشد ولی خب جای نگرانی نیست، چراکه ساختن یک استراتژی دیجیتال مؤثر چندان هم کار سختی نیست.

اگر بخواهیم استراتژی را تعریف کنیم، به بیان ساده عبارت است از برنامه ای از عملکردها برای دستیابی به یک یا چند هدف دلخواه. برای مثال ممکن است هدف کلیدی شما این باشد که امسال از طریق سایت خود نسبت به سال گذشته ۲۵ درصد بیشتر لید ایجاد کنید. بسته به مقیاس کسب و کارتان، ممکن است استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما شامل چندین هدف و بخش های مختلفی باشد اما همین نگاه ساده به استراتژی می تواند به شما در تمرکز بر روی اهدافتان و تحقق آن‌ها کمک کند.

با وجود تعریف ساده ما از عبارت «استراتژی»، شکی نیست که ایجاد و تعیین یک استراتژی واقعی ممکن است برای شما کار مشکلی باشد. اول نگاهی به تعریف کمپین های بازاریابی دیجیتال خواهیم داشت و بعد در ۷ مورد به شما یاد می دهیم که چطور می توانید برای موفقیت کسب و کارتان در فضای آنلاین یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ مؤثر بسازید.

کمپین دیجیتال مارکتینگ چیست؟

بعید نیست که شما هم مانند خیلی های دیگر استراتژی دیجیتال مارکتینگ را با کمپین دیجیتال مارکتینگ اشتباه بگیرید ولی ما در ادامه برای تشخیص راحت آن ها از یکدیگر به شما دو راه پیشنهاد می کنیم:

همان طور که قبلاً اشاره کردیم، استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما مجموعه ای از عملکردهایی است که به شما در دستیابی به اهداف کلیدی بازاریابی‌تان کمک می کنند. اما کمپین های دیجیتال مارکتینگ ، بلوک های ساختمانی یا همان عملکردهای درون استراتژی شما هستند که شما را در مسیر رسیدن به اهدافتان حرکت می دهند. برای مثال ممکن است تصمیم بگیرید که در یک کمپین بازاریابی، برخی از بهترین محتواهای خود را که بازخورد خوبی گرفته اند برای تولید لیدهای بیشتر در توییتر منتشر کنید. توجه داشته باشید که حتی اگر کمپینی در یک دوره دو ساله اجرا شده باشد باز هم نمی توانیم آن را استراتژی بنامیم و هنوز هم روشی است که در کنار کمپین های دیگر استراتژی شما قرار می‌گیرد.

نحوه ساخت یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ جامع

حالا که با اصول اولیه استراتژی دیجیتال و کمپین های دیجیتال مارکتینگ آشنا شدید، می توانیم به نحوه ساخت یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ بپردازیم. برای این کار باید ۷ مرحله زیر را دنبال کنید:

۱- پرسونای مخاطبان خود را طراحی کنید.

در هر استراتژی بازاریابی (چه آنلاین و چه آفلاین) باید بدانید که برای چه کسانی بازاریابی می کنید. بهترین استراتژی های دیجیتال مارکتینگ بر پایه جزئیات پرسونای خریداران ساخته شده اند و اولین مرحله برای ساخت استراتژی دیجیتال شما نیز طراحی پرسونای مخاطب است.

پرسونای خریداران، مشتریان ایده‌آل شما را نشان می‌دهند و می‌توانند با تحقیق، نظرسنجی و مصاحبه از مخاطبان کسب‌وکار شما ایجاد شوند. بسیار مهم است که این اطلاعات بر اساس اطلاعات واقعی باشند؛ چراکه اطلاعات اشتباه می‌توانند استراتژی بازاریابی شما را به مسیر اشتباهی هدایت کنند.

برای اینکه تصویر پرسونای خود را گردآوری کنید، منبع تحقیقاتی شما باید شامل ترکیبی از مشتریان، مشتریان بالقوه و افرادی باشد که خارج از پایگاه داده مخاطبان شما قرار دارند و با مخاطبان هدف شما مطابقت دارند.

اما از پرسونای مخاطبان چه نوع اطلاعاتی را باید برای تکمیل اطلاعات استراتژی دیجیتال مارکتینگ خود جمع آوری کنید؟ این به کسب و کار شما بستگی دارد و احتمالاً بسته به اینکه کسب و کار شما B2B است یا B2C یا اینکه قیمت محصولات شما گران است یا ارزان، متفاوت خواهد بود. در این جا چند گزینه برای شروع وجود دارند اما خودتان باید آن ها را بسته به کسب‌وکار خاص خود به طور دقیق تنظیم کنید.

اطلاعات کمی (دموگرافی)

موقعیت مکانی: شما می‌توانید از ابزارهای آنالیز وب‌سایت مانند گوگل آنالیتیکز برای اینکه راحت تر بفهمید بیشتر ترافیک سایت شما از کدام منطقه می آید استفاده کنید.

سن: بسته به کسب و کار شما ممکن است به این گزینه نیاز داشته باشید یا نداشته باشید. بهتر است این اطلاعات را با تشخیص ترندهای پایگاه داده مشتریان و مشتریان بالقوه خود شناسایی کنید.

درآمد: بهتر است که اطلاعات حساسی مانند درآمد شخصی را از طریق مصاحبه شخصی جمع آوری کنید. همچنین ممکن است افراد این اطلاعات را از طریق فرم های آنلاین با شما به اشتراک بگذارند.

عنوان شغلی: این همان اطلاعاتی است که می توانید از مشتریان فعلی خود بگیرید و بیشتر مخصوص شرکت های B2B است.

یکشنبه‌ها قبل از شروع کار یک مقاله رایگان از لابراتوار رسانه برای بهبود کسب و کار خود دریافت کنید

اطلاعات کیفی (روان شناسی)

اهداف: اهداف، بسته به نیاز محصولات یا خدمات شما، برای سرویس دهی تعیین شده اند. در حال حاضر ممکن است برای دستیابی به اهدافی که پرسونای شما دنبال می کند ایده های خوبی داشته باشید. با این حال بهتر است که با حرف زدن با مشتریان، نمایندگان فروش داخلی و خدمات مشتریان، به پیش فرض های خود پایبند باشید.

چالش ها: برای اینکه با مشکلات پیش روی مخاطبان خود آشنا شوید، دوباره با مشتریان، نمایندگی‌های فروش و خدمات مشتریان حرف بزنید.

سرگرمی ها و علاقه مندی ها: با مشتریان خود و کسانی که با مخاطبان هدف شما مطابقت دارند حرف بزنید. مثلاً اگر صنعت برند شما فشن و مد است، اینکه بدانید بخش های بزرگ مخاطبان شما به ورزش و سلامتی هم علاقه دارند برای شما مفید و کاربردی خواهد بود به طوری که  در آینده می تواند به مشارکت ها و همین طور تولید محتوای شما کمک کند.

اولویت ها: با مشتریان خود و کسانی که فکر می کنید در دسته مخاطبان هدف شما قرار می گیرند حرف بزنید تا متوجه شوید از میان چیزهایی که به کسب‌وکار شما مربوط هستند، چه چیزی برای آن‌ها بیشترین اهمیت را دارد. برای مثال: اگر صاحب یک شرکت نرم افزاری B2B هستید، اینکه بدانید برای مخاطبان شما پشتیبانی مشتری ارزش بیشتری نسبت به یک نقطه قیمت رقابتی دارد، بسیار مهم است.

این اطلاعات را جمع آوری کنید و مانند «Marketing Molly» در تصویر زیر، یک یا چند پرسونای کامل بسازید و مطمئن شوید که آن ها در مرکز استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما قرار گرفته اند.

پرسونای مخاطب در استراتژی دیجیتال مارکتینگ

۲- اهداف خود و ابزاری که برای دیجیتال مارکتینگ نیاز دارید را مشخص کنید.

اهداف بازاریابی شما باید همیشه با اهداف اساسی کسب و کارتان منطبق باشند. اگر هدف کسب و کار شما افزایش ۲۰ درصدی درآمدتان باشد، برای اینکه موفق شوید، باید هدف بازاریابی‌تان افزایش ۵۰ درصد لید بیشتر از طریق وب‌سایت نسبت به سال گذشته باشد.

در نهایت، هدف اصلی شما هر چه که باشد، باید بدانید که چطور آن را اندازه گیری کنید و مهم تر از آن، آیا واقعاً قادر به اندازه گیری آن هستید؟ مثلاً اینکه آیا ابزار دیجیتال مارکتینگ مناسب را در اختیار دارید؟

شما چطور اثربخشی استراتژی دیجیتال خود را که با هر کسب و کار دیگری متفاوت است و به اهداف شما بستگی دارد، اندازه گیری می کنید؟ برای اینکه مطمئن شوید قادر به انجام آن هستید، حیاتی است به طوری که این معیارها در آینده در تعیین استراتژی‌تان به شما کمک خواهند کرد.

استراتژی دیجیتال مارکتینگ

۳- کانال های فعلی و دارایی های دیجیتال مارکتینگ خود را ارزیابی کنید.

وقتی می خواهید دارایی ها یا کانال های فعلی دیجیتال مارکتینگ خود را با استراتژی‌تان ترکیب کنید، بهتر است برای اینکه دچار مشکل نشوید اول یک تصویر بزرگتر از آن را در نظر بگیرید. فریم‌ورک‌ رسانه های پولی، آن هایی که به دست آورده اید (اکتسابی) یا آن‌هایی که مال شما هستند به شما کمک می کنند، کانال ها، دارایی ها یا رسانه هایی که در حال حاضر از آن ها استفاده می کنید را دسته بندی کنید.

رسانه هایی که مال شما هستند.

این رسانه ها به دارایی های دیجیتالی اشاره دارند که به برند یا کسب و کار شما تعلق دارند و می توانند شامل سایت، پروفایل شبکه های اجتماعی، محتوای بلاگ، کانال های شما و… باشند که کسب و کار شما روی آن ها کنترل کامل دارد. همچنین می تواند شامل بعضی از محتواهای off-site باشد که به شما تعلق دارند اما روی وب سایت شما میزبانی نمی شوند. مثل بلاگی که شما در یک سایت دیگر (مثل medium یا ویرگول در ایران) راه اندازی کرده اید.

رسانه های اکتسابی

این گروه به رسانه هایی اشاره دارد که از طریق ارائه، گفتگو یا روابط شما به دست آمده اند. این گروه رسانه‌ می تواند شامل محتوایی باشد که در سایت های دیگر منتشر کرده اید (مثلا پست های مهمان)، روابط عمومی شما یا تجارب و سرویس‌های مشتری که تحویل داده اید. رسانه های اکتسابی به معنای به رسمیت شناختن چیزهایی است که از آن‌ها نتیجه گرفته‌اید. رسانه‌های اکتسابی را می توانید از طریق جلب توجه رسانه های خبری، نظرات مثبت و اشتراک گذاری محتوای خودتان توسط دیگران در شبکه های اجتماعی به دست آورید.

رسانه های پولی

همان طور که از نامش هم پیداست، رسانه پولی شامل کانال ها یا رسانه هایی می شوند که برای جلب توجه خریداران پول پرداخت می کنند. برای مثال می توان گوگل ادوردز، پست های پولی شبکه های اجتماعی، تبلیغات بومی (مانند پست های موجود در وب سایت هایی که اسپانسر آن ها هستید) یا هر رسانه دیگری که  به طور مستقیم برای دیده شدن در آن، پول پرداخت می‌کنید را نام برد.

چیزهایی که دارید را جمع آوری کنید و هر گروه رسانه یا دارایی را در یک فایل اکسل دسته بندی کنید. به این ترتیب از رسانه های پولی، اکتسابی یا آن‌هایی که مال شما هستند، یک تصویر واضح خواهید داشت.

استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما ممکن است ترکیبی از المان های هر سه این کانال ها با هم باشد، همه آن ها با هم کار می کنند تا به شما در رسیدن به اهدافتان کمک کنند. برای مثال، ممکن است شما محتوایی از یک لندینگ پیج را روی سایتتان داشته باشید که برای کمک به جمع کردن لید بیشتر ساخته شده است.

برای تقویت تعداد لیدهایی که محتوا تولید می کنند، می‌توانید برای قابل انتشار کردن آن ها واقعا تلاش کنید. یعنی کاری کنید که دیگران این محتوا را از طریق پروفایل شخصی خود در رسانه های اجتماعی منتشر کنند (که یکی از المان‌های رسانه‌های اکتسابی است) و در نتیجه ترافیک لندینگ پیج شما افزایش می یابد. برای اطمینان از موفقیت محتوا می‌توانید در صفحه فیسبوک خودتان درباره این محتوا پست منتشر کنید و برای اینکه توسط افراد بیشتری از مخاطبان هدف شما دیده شود مبلغی هم پول پرداخت کنید.

به این صورت است که با استفاده همزمان از هر سه این رسانه‌ها می‌توانید به اهدافتان برسید. اگر هم رسانه های اکتسابی و هم رسانه هایی که مال شما هستند، هر دو موفق باشند، احتمالاً دیگر به رسانه های پولی نیازی نخواهید داشت. این به معنای ارزیابی بهترین راه حل برای رسیدن به اهدافتان و سپس ترکیب کانال هایی است که در استراتژی دیجیتال مارکتینگ کسب و کار شما عملکردی بهتر از بقیه دارند.

حالا شما می‌دانید که تا کنون از چه رسانه هایی استفاده کرده اید و باید برای ادامه دادن یا متوقف کردن آن‌ها تصمیم بگیرید.

۴- رسانه های خودتان را ارزیابی کنید و برای آن ها برنامه بریزید.

رسانه هایی که مال شما هستند، قلب دیجیتال مارکتینگ شما هستند و تقریبا همیشه شکل محتوا را می گیرند. هر پیامی که برند شما منتشر می کند می تواند به عنوان یک محتوا دسته بندی شود. این پیام می تواند در صفحه درباره ما ، توصیف محصولات، پست های بلاگ، کتاب های الکترونیک، فایل های اینفوگرافیک یا پست های شبکه های اجتماعی شما باشد. حتی اگر هدف شما الزام به استفاده از محتوای شخصی برای شکل دهی استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما باشد، محتوا کمک می کند که بازدیدکنندگان سایت خود را به لید و مشتری تبدیل کنید و میزان دیده شدن پروفایل آنلاین برند خود را بهبود دهید. وقتی که بهینه شد، می تواند نتیجه هر تلاشی که شما برای جمع آوری search traffic یا organic traffic دارید را افزایش دهد.

برای ساختن استراتژی دیجیتال مارکتینگ خود، باید بررسی و تعیین کنید که چه محتوایی به شما در رسیدن به اهدافتان کمک می کند. اگر هدف شما تولید ۵۰ درصد لید بیشتر نسبت به سال گذشته از طریق وب‌سایتتان باشد، بعید است که صفحه درباره شما با استراتژی‌تان هماهنگ باشد، مگر اینکه در گذشته مانند یک ماشین تولید لید بوده باشد.

احتمال اینکه یک کتاب الکترونیک که به وسیله یک فرم به سایت شما متصل شده است، لید بیشتری را برای شما جمع کند بیشتر است و نتیجه می گیریم که ممکن است چیزی بیشتر از تصور و انتظار شما اتفاق بیفتد. اینجا یک فرآیند خلاصه داریم که می توانید برای تطابق محتوای شخصی خود با اهدافتان، آن را دنبال کنید:

محتوای فعلی خود را ارزیابی کنید.

یک لیست از محتواهای فعلی خودتان تهیه کنید و به هر آیتم بنا بر عملکردی که تا کنون در راستای اهداف کنونی شما داشته است رتبه دهید. برای مثال اگر هدف شما تولید لید است، بر این اساس که کدام یک در سال گذشته لید بیشتری تولید کرده اند به آن‌ها رتبه دهید. مثلاً ممکن است یک پست وبلاگی خاص، یک کتاب الکترونیکی یا حتی یک صفحه مشخص در سایت شما باشد که لید خوبی تولید کرده باشد.

حالا باید ببینید که کدام رسانه و چه محتوا نتیجه دارد و کدام نتیجه ندارد، به این ترتیب می توانید با برنامه ریزی محتوای آینده، خود را برای موفقیت آماده کنید.

شکاف‌های محتوای فعلی خود را مشخص کنید.

بر اساس پرسونای خریدارانتان، در محتوایی که دارید شکاف ها را مشخص کنید. اگر کار شرکت شما آموزش ریاضی است و از جستجوهای مخاطبان خود فهمیده اید که یکی از بزرگترین چالش های پرسونای شما پیدا کردن روش های جالب برای مطالعه است اما شما هیچ محتوایی در این مورد ندارید، می توانید برای تولید چنین محتواهایی برنامه ریزی کنید.

با نگاه به ارزیابی محتوای خود ممکن است بفهمید که کتاب های الکترونیک ارائه شده روی یک نوع خاص از لندینگ پیج تبدیل لید خیلی خوبی برای شما دارند (مثلاً بهتر از وبینارها). درمورد مثال شرکت آموزش ریاضی، ممکن است بخواهید نوشتن یک کتاب درباره اینکه «چطور مطالعه خودمان را جذاب تر کنیم» را به برنامه های تولید محتوای خود اضافه کنید.

یکشنبه‌ها قبل از شروع کار یک مقاله رایگان از لابراتوار رسانه برای بهبود کسب و کار خود دریافت کنید

یک برنامه تولید محتوا بسازید.

بر اساس بررسی هایی که انجام دادید و شکاف هایی که مشخص کرده اید، یک برنامه تولید محتوا بسازید که آنچه که شما برای رسیدن به اهدافتان لازم دارید را تعریف می کند. برنامه تولید محتوای شما باید شامل:

  • عنوان
  • فرمت
  • کانال های تبلیغاتی (پروموشن محتوا)
  • دلیل نوشتن این برنامه
  • اولویت بندی ها (برای کمک به عملی شدن تصمیم شما مبنی بر اینکه تلاش خود را برای به دست آوردن پول افزایش دهید.) باشد.

این برنامه می تواند یک فایل اکسل ساده باشد. اگر شما برای برون سپاری محتوا برنامه ریخته اید، اطلاعات مالی و بودجه بندی و اگر خودتان می خواهید این محتوا را تولید کنید، باید زمان تخمینی انجام آن را نیز اضافه کنید.

۵- رسانه های به دست آمده خود را ارزیابی و برای آن ها برنامه ریزی کنید.

رسانه های اکتسابی خود (تا کنون) را نسبت به اهداف فعلی خود ارزیابی کنید. این کار می تواند به شما کمک کند که بفهمید از کجا باید زمان خود را روی آن متمرکز کنید.

اگر هدف شما جمع کردن لید بیشتر است، ببینید که ترافیک و لیدهای شما از کجا می آیند و به همه رسانه های اکتسابی خود (از مؤثرترین تا بی‌اثرترین آن ها) رتبه دهید.

شما می توانید این اطلاعات را از ابزاری مانند Google Analytics بگیرید.

استراتژی دیجیتال مارکتینگ

مثلاً ممکن است یکی از مقالات شما که در یک خبرگزاری (مربوط به صنعت کاری شما) منتشر شده است، ترافیک مناسب (qualified traffic) زیادی را به سایت شما جذب کرده باشد که به طور مطلوبی باعث تبدیل لید برای شما شده است.

یا اینکه ممکن است یکی از محتواهای شما در لینکدین بیش از هر جای دیگری به اشتراک گذاشته شده است و در نتیجه ترافیک بسیار زیادی را به سمت سایتتان هدایت کرده است. حالا باید براساس اطلاعات گذشته، از تمام رسانه‌های اکتسابی که ممکن است به شما در رسیدن به اهدافتان کمک کنند یا نکنند یک تصویر درست کنید. اگر رسانه هایی هستند که قبلاً از آن‌ها استفاده نکرده‌اید و برای اولین بار می‌خواهید از آن‌ها استفاده کنید، آن را غیرممکن در نظر نگیرید.

۶- رسانه های پولی خود را ارزیابی و برای آن ها برنامه ریزی کنید.

این مرحله به فرآیند مرحله قبل بسیار شبیه است. شما باید رسانه های پولی فعلی خود را در پلتفرم‌های مختلف (مانند گوگل ادوردز، فیسبوک، توییتر و…) ارزیابی کنید تا بفهمید چه چیزی برای رسیدن به اهدافتان بیشترین کمک را به شما کمک خواهد کرد.

اگر تا کنون مبالغ زیادی را برای گوگل ادوردز هزینه کرده اید و نتیجه ای هم از آن نگرفته اید، احتمالاً حالا وقت آن رسیده است که رویکرد خود را تغییر دهید یا اینکه آن را کاملاً کنار بگذارید و روی پلتفرم دیگری تمرکز کنید که به نظر می رسد نتایج بهتری برای شما داشته باشد. در انتهای این مرحله باید به طور واضح بدانید که کدام پلتفرم ها باید ادامه پیدا کنند و کدام را باید از استراتژی خود حذف کنید.

۷- همه آن ها را با هم به کار بگیرید.

حالا با برنامه‌ریزی و تحقیق‌هایی که انجام داده‌اید، از المان هایی که استراتژی دیجیتال مارکتینگ شما را می سازند یک نسخه خالص دارید.. در ادامه لیستی از چیزهایی که باید داشته باشید را می بنینید:

  • یک پروفایل واضح از پرسونای خریدارانتان
  • یک یا چند هدف ویژه بازاریابی
  • یک فهرست از رسانه هایی که مال شما هستند، اکتسابی و پولی شما
  • یک ارزیابی از رسانه هایی که مال شما هستند، اکتسابی و پولی شما
  • یک برنامه برای تولید محتوای شخصی

حالا وقت آن رسیده است که از همه روش های گفته شده برای سازماندهی و ایجاد یک استراتژی منسجم استفاده کنید. بیایید دوباره تعریفی از استراتژی دیجیتال داشته باشیم. مجموعه ای از عملکردها که از طریق بازاریابی اینترنتی به شما در رسیدن به اهدافتان کمک می کنند.

با این تعریف، استراتژی شما باید مجموعه ای از عملکردهایی را ترسیم کند که می خواهید از آن ها (مبنی بر تحقیقاتی که درمورد هدف خود داشته اید) برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنید. برای داشتن یک برنامه استراتژی منسجم می‌توانید آن را در فرمت اکسل ایجاد کنید که ممکن است راحت‌تر از ترسیم استراتژی براساس فریمورک رسانه های شخصی، اکتسابی و پولی باشد که تا کنون از آن استفاده کرده ایم.

همچنین باید بسته به کسب‌وکارتان، استراتژی خود را برای یک دوره طولانی تر (معمولاً ۱۲ ماه زمان مناسبی است) برنامه ریزی کنید. به این ترتیب می توانید زمان اجرای هر عملکرد را نیز تعیین کنید. مثلاً ممکن است:

  • در ماه شهریور ایجاد یک بلاگ را شروع کنید که هفته ای یک بار به روز رسانی خواهد شد.
  • در ماه مهر یک کتاب الکترونیک تألیف، منتشر و پروموت کنید.
  • در ماه آبان روی رسانه های اکتسابی که از طریق روابط عمومی به دست آورده اید، بیشتر تمرکز کنید.
  • و…

با این رویکرد شما یک نوار زمانی ساختاریافته برای فعالیت های خود ایجاد می کنید که هم باعث کاهش استرس و آرامش بیشتر خودتان می‌شود و هم همکارانی که قرار است در انجام این فعالیت‌ها به شما کمک کنند، برنامه خود را با شما تنظیم کنند.

راه موفقیت شما در استراتژی دیجیتال مارکتینگ

از آنجایی که استراتژی تنظیم شده برای کسب‌وکار شما، تا حد زیادی سفارشی و ویژه کسب و کارتان خواهد بود، نمی توانیم برای استراتژی دیجیتال مارکتینگ یک نمونه آماده ارائه کنیم. به خاطر داشته باشید که هدف استراتژی دیجیتال مارکتینگ ، ایجاد یک نقشه از عملکردهای شما برای رسیدن به اهدافتان در یک بازه زمانی مشخص است که باعث می شود شما به اصول ساخت یک استراتژی دیجیتال مارکتینگ پی ببرید. در نهایت اگر دوست دارید اطلاعات بیشتری در زمینه استراتژی دیجیتال مارکتینگ به دست آورید، می توانید سؤالات خود را از متخصصین دیجیتال مارکتینگ ما بپرسید.

منبع: hubspot

 

Subscribe for free resources and news updates.